شاهد

فایل باز

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۴۶ ق.ظ

      پنج مهر 1394

بعضی چیزها رو با چشم میشه دید. و با قوه ی لامسه میشه لمس کرد. و با قوه ی چشایی میشه چشید. و با قوه ی شنیداری میشه شنید. و با قوه ی بویایی میشه بویید. مثلا اسکناس. اسکناس رو میشه دید میشه بویید میشه لمس کرد میشه صدای نو بودنش رو شنید! البته من ندیدم کسی بچشتش! مگر اینکه جز انعام و احشام باشه. یک سری اتفاقات ریاضی هم میشه روش انجام داد. اسکناس موجود قابل شمارشیه. میشه جمعش زد. و تفریق. میشه ضرب کرد و تقسیم. خلاصه که چهار عمل اصلی روش انجام میشه.

اسکناس را میشود با قوای حسی درک کرد. پس هست.

چهار عمل اصلی ریاضی روی اسکناس قابل انجام است. پس هست.

اسکناس تغییر شکل هم میده. میشه سوزوندش!

بعضی اسکناس ها دزدی هستند. البته نه این که تغییر شکل خاصی بده. فرق بین اسکناس دزدی با اسکناس عادی اصلا محسوس نیست.

اسکناس از ارزش هم میفته. باز هم نه اینکه تغییر شکل داده باشه. بلکه تورم و یا تغییر حکومت و یا تغییر شیوه ی بانکداری میتونه اون رو از ارزش بندازه بدون اینکه تغییری در شکلش ایجاد کنه.

به هر حال! حالا منظورم اینه که زیاد به قدرت اسکناس امیدی نیست. حالا کی گفته که اسکناس اگه جمع بشه خوبه؟ شایدم اگه تفریق باشه خوب میشه!

شاید واقعا بعضی وقتا بد نباشه که دزد بیاد و اسکناس های آدم رو بزنه. بالاخره اسکناس یه چیزیه که مشتعل میشه. و ممکنه ستون های اسکناس انقدر بلند بشه که جلو دید آدم رو بگیره.

ممکنه تمام وقت یه آدم اسکناس دار صرف جمع کردن اسکناس بشه. و اصلا فرصت نکنه که یه کتابی بخونه یا یه نگاهی به آینده به خودش بندازه.

واقعا حوصله ندارم که بنویسم که آدم هایی که درگیر اسکناس هستند باید چجوری زندگی کنند. من که حوصله ندارم یه خورده راجع بهشون بنویسم، اونها چجوری میتونند این رو زندگی کنند؟ آدم هایی که بسته هستند روی اسکناس هاشون. بسته. بسته. بسته.

باز خوبه یه عده ای یه چهار تا اسکناس میبینند و حداقل حواسشون درگیر اسکناس ها میشه. حداقل اسکناس هاشون واقعیه.

دیده شده عده ای درگیر شمارش و جمع اسکناس هستند که هرگز اسکناس رو به چشم خودشون ندیدند!

مثلا شمردن اسکناس های همسایه با هدف پز دادن! ما همسایه ی کسی هستیم که دارم اسکناس هاش رو میشمرم.

خلاصه که جمع زدن همیشه خوب نیست! گاهی تفریق زدن مهمتره.

خوشحالم که آدرس وبلاگم رو هیچکی نداره. و الا هر کی میومد میخوند میگفت این مزخرفات چیه نوشتی. مگه مجبور بودی. منظورت چیه و این حرفا.

به هر حال باید بگم مجبورم.

 

۹۴/۰۷/۰۶
اینجانب

نظرات  (۱)

من اهل تعریف و تمجید بی خود یستم
اکثر نظراتم تو وبلاگها انتقادیه
ولی خیلی خوب نوشته بودی
حرفات خیلی جای فکر داره
به معضل رو از دید ریاضی و شیمی خیلی خوب بیان کردی
کلا خیلی یه ایه در سوره اعراف هست که می فرماید:

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَکَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ یَشْعُرُونَ ﴿۹۵

سپس (هنگامی که این هشدارها در آنها اثر نگذاشت) نیکی (و فراوانی نعمت و رفاه) به جای بدی (و ناراحتی و گرفتاری) قرار دادیم آن چنان که فزونی گرفتند (و همه گونه نعمت و برکت یافتند و مغرور شدند) و گفتند پدران ما را [هم مسلما به حکم طبیعت] رنج و راحت مى ‏رسیده است، چون چنین شد آنها را ناگهان به اعمالشان گرفتیم (و مجازات کردیم).


همینه اون ادمایی که اسکناس بستده اونهارو

همینانند

ممنون از نوشته با مغزت