شاهد

بسم الله الرحمن الرحیم

متنی که در اینجا آمده نگاهی اجمالی به 4 فصل از کتاب "استعاذه طلوع اثر عبودیت" است. این متن در ادامه ی مطلب قبلی که نگاهی اجمالی به مقدمه و فاتحه ی همین کتاب است آمده. سپاس گزار نظرات اصلاحی شما هستم.

نگاه اجمالی بر چهار فصل از کتاب "استعاذه طلوع اثر عبودیت"

...

فصل اول کتاب "استعاذه طلوع اثر عبودیت" علم به انسان مورد رضایت خداوند است و شامل زیرفصل های "طرح کلی قران در معرفی انسان"، "اصول شناخت وضعیت مورد رضایت"، "راهبردهای شناخت وضعیت مورد رضایت" و "سیرتکاملی راهبردها" است.

شناخت انسان مورد رضایت خداوند تلاشی است که در جهت شناخت وجوه مختلف سلامت صورت می گیرد. زندگی شاکرانه وضعیت مطلوب و مورد رضایت خدا برای انسان است. خداوند در آیات خود سیر و صیری که هر انسانی باید طی کند تا به مقام رضایت خدا نایل شود را بیان کرده است. وضعیت مطلوب و مرضی خداوند، وضعیتی امن و بدون آسیب است. کسی که به سوی انسان مورد رضایت پروردگار گام برمی‌دارد، نه تنها به جایگاهی «سلام» و دور از آفات ظاهری و باطنی در بهشت می‌رسد بلکه سیر و صیر او در این دنیا نیز همراه با «سلام» و دوری از آفات خواهد بود لذا، سلام، وضعیت مطلوب برای هر فردی در هر لحظه و در بستر های مختلف رشد است.

راهبردهای تحقق انسان مورد رضایت خداوند به شرط مداومت در عمل، بر اساس تعامل پیوسته با حقایق قرآن، سیری تکاملی دارد. علم به این وضعیت برای همه افراد قابل تحقق و دسترسی است و هر قدر فرد در این مسیر ارتقا یابد به فهم تفصیلی‌تر نیز دست می یابد. بدین ترتیب با طی مراحل، علم و قدرت بیشتری برای عمل طبق رضایت خدا پیدا می کند.

...

فصل دوم:‌ علم به شرور یا آسیب‌ها و اختلال‌ها

برای استعاذه لازم است نسبت به موانعی که مانع رسیدن به وضعیت مطلوب هستند علم داشت، و در صدد رفع و دفع آنها بر آمد.

با توجه به بستر اجتماعی زندگی این شناخت هم از جهت اصلاح وضعیت خود و هم از جهت برخورد و انعکاس صحیح در برابر وضعیت نامطلوب دیگران و هم در صورت لزوم برای دفع و رفع این موانع در زندگی دیگران ضروری است.

این موانع را می‌توان با دو عنوان آسیب‌ها و اختلال‌ها معرفی کرد. منظور از آسیب‌ها، «رخدادها و وقایعی است که موجب کند شدن یا توقف دریافت رشد و هدایت در انسان می‌شود» و منظور از اختلال‌ها، «فرایندهای درونی است که در ساختار وجودی انسان وارد شده و او را از طی کردن راه خدا و کمال منع می‌کنند.»

تا انسان رفع موانع نکند نمی‌تواند هیچ خیری را دریافت کند لذا شأن مقابله با آسیب اولین شأن انبیا است که انبیا را از این جهت منذر می نامیم.

کلمه شرّ که در مقابل خیر است جایگاه آسیب‌ها را در زندگی نشان می‌دهد.

می‌توان با مدد دو سوره مبارکه معوذتین و نیز سوره مبارکه هل اتی که در صدد بیان شکل‌های مختلف آسیب است همه آسیب‌ها و اختلالات را با تعاریفی از هم متمایز و تفکیک کرد و ضمن شناخت آنها به درمانشان پرداخت، چه اینکه خود شناخت آسیب و اختلال در بسیاری از موارد خود به عنوان درمان و پیشگیری محسوب می‌شود.

با توجه به اینکه اختلال‌ها در قرآن در زمینه و شرایط مختلف بیان شده‌اند، بنابراین بروز اختلالات به نسبت سنین و شرایط مختلف انسان متفاوت است. رویکرد قرآن درباره اختلال‌ها نشان می‌دهد، اختلال در شرایط مختلف به صورت اشکال مختلف ظاهر می‌شود.

بر اساس منطق آیات 155 تا 157 سوره مبارکه بقره، شرور در صورتی که فرد تمهیداتی را در خود، در هر لحظه، مهیا نکرده باشد، در او اثر می‌کنند و به صورت اختلال و آسیب در زندگی او نمایان می‌شوند. در غیر این صورت مسائل و مصایب و ضررها، محرک‌هایی برای جاری شدن «صلوات و رحمت» در زندگی او خواهند بود.

"آسیب ها و اختلال ها در قران"، "شرّ ظهور انواع اختلالات و آسیب"، "منظومه ی کلمات آسیب ها و اختلالات در قران" در دسته های اختلال های ادراکی، اختلال های قلب، و ... نیز "چگونگی شناخت اختلال ها و آسیب ها" در مراحلی چون نشانه شناسی شرور، نشانه گذاری شرور، نشانه گذاری اثرپذیری شرور و شناخت چرخه ایجاد و ظهور اختلالات وآسیب ها برای چگونگی شناخت آسیب ها و اختلال ها و "شناخت آسیب ها و اختلال ها در مواجهه با دیگران"مطالبی است که در این فصل آمده است.

...

فصل سوم به فرایند گریز از شرور اشاره دارد که "آسیب شناسی مقابله با شرور"، "چگونگی علم به شرور و قدرت مقابله با آنها"، "علم منشا قدرت"، "جهت در علم و قدرت"، "علم های قدرت آفرین" و "فرایندهای مقابله با شرور" زیرفصلهای آن هستند.

مقابله با آسیب‌ها و اختلال‌ها با اینکه به صورت فطری ضروری شمرده می‌شود ولی  با این وجود نوع انسان در اغلب آسیب‌ها و اختلال‌ها، خود را از مقابله عاجز می‌داند.

در صورت علم نداشتن به آسیب‌ها و یا فقدان قدرت مقابله با آسیب‌ها، زندگی دنیوی و اخروی انسان مختل می‌شود.

 علم به آسیب‌ها به طرق مختلف برای فرد حاصل می‌شود:

    راه اول: فرد به شکل فطری می‌تواند به منافع و مضار مسائل پیش‌رو پی‌ ببرد.

   راه دوم: فرد برای شناخت آسیب و اختلال لازم است به منابع مطلع رجوع کند. این منابع می‌تواند وحیانی، عقلانی  و تجربی باشد.

قدرت مقابله با شرور نیز به یکی از وجوه زیر امکان‌پذیر می‌شود:

   راه اول: فرد خود توان مقابله با شرور را دارد.

   راه دوم: فرد لازم است برای مقابله با شرور از سوی دیگران یاری شود.

علم مقدم بر قدرت و لازمه آن است. بر این اساس در صورتی که انسان در مقابله با آسیب‌ها احساس ناتوانی کرد در وهله اول باید علت را در نقص علم خود نسبت به آن آسیب جستجو کند و پس از یافتن مسیر  تفوق بر آن آسیب، مقدمات لازم را مهیا نموده و خود را از معرض آن خارج سازد.

در هر حال انسان لازم است بداند نه علم و نه قدرت از آن او نیست و در صورتی می‌تواند آن را به دست آورد که به حی قیوم متصل و متوجه شود.

 جلوه‌های علم و قدرت در زندگی از ابتدای زندگی‌اش ظاهر می شود. این جلوه‌ها در صورتی که در جهت الهی قرار گیرد فرد را در زمره شاکرین قرار داده و در غیر این صورت دچار کفر خواهد شد.

کفر موجب انحراف در زندگی انسان شده و علم و قدرتی که فرد به دست می‌آورد بر علیه خود به کار می‌برد.

این فصل از کتاب مزین به دعای پربرکت خصله است. نویسنده ی کتاب، بهره مندی عملیاتی از این دعا را به صورت کار تدبری برای متدبران گوشزد کرده اند وبا استفاده از سه شأن یاد شده در این دعا، یک فرایند کلی برای مقابله با شرور را بیان می‌کند که عبارتست از:

بهره‌مندی از ساختاری غیر قابل نفوذ

برخورداری از نظامی دور و جداکننده از شرّ 

برخورداری از جریانی درونی، محکم و استوار

در استعاذه، ساختار و نظام و جریانی منزه از آلودگی در انسان مستقر می‌شود. و انسان را از هلاکت و اضمحلال به اقتدار و علم سوق می‌دهد. ...........این فصل از این کتاب بسیار مهم است.........

...

انذار و بلاغ

فصل انذار و ابلاغ فصل پایانی کتاب استعاذه طلوع اثر عبودیت است و شامل زیر فصل های "ضرورت وجود منذر"، "چگونگی ورود انذار به جامعه"، "فرایند اثر انذار"، "شئونات منذر"، "ضرورت تبعیت از منذرین" و "رابطه ی استعاذه با درمان" است.

زندگی انسان همراه با دل مشغولی‌ها و دغدغه‌هایی است که به طور طبیعی او را از رب و مالک و الهش دور می‌کند و او به تدریج با قرار گرفتن در ابتلائات از ذکر دور می‌شود. پیامد دور شدن از یاد و توجه خدا قرار گرفتن تحت اغوای شیاطین جنی و انسی است. در این شرایط منذر کسی است که انسان را از غفلت خارج می‌کند.  زیرا او کسی است که دارای علم و هوشیاری است و قدرت تشخیص مقاصد عالی و آسیب‌ها و اختلا‌ل‌ها را یافته است.

از آنجایی که اقتضای انذار فعال‌سازی قوای درونی افراد است و این مهم تنها با اراده خود آنها امکان‌پذیر است، لذا ممکن است با وجود بهره‌مندی نذیر از بهترین اسباب و وسائل برای ایجاد هشیاری، انذار توسط انسان ها پذیرفته نشود.

بی‌بهره‌ماندن انسان از انذار، اختلال‌ها و آسیب‌ها را در او افزایش داده روز به روز هدایت را برای او سخت‌تر می‌کند. بدین ترتیب کسانی که نسبت به انذار واکنش غیر منطقی تهاجمی دارند، از گردونه بهبود و اصلاح و در امان بودن خارج می‌شوند. این حالت در فرهنگ قرآن به «واگذاشته شدن به خود» تعبیر شده است.  

اثر انذار تنها در صورت فعال شدن تفکر ، تعقل و ذکر در افراد ظاهر می‌شود و اگر به هر دلیلی این امور مورد غفلت قرار گیرد نه تنها اثر انذار خنثی می‌شود بلکه به فرایند مقابله با منذر می‌انجامد.

ورود به شأن درمان‌گری منذر، موجب ترمیم افراد از آسیب‌ها و اختلال‌ها می‌شود و نیز باعث پیشگیری آسیب‌ها و اختلال‌ها در زندگی مردم می‌گردد.

در صورتی که افراد، تابع منذر نشوند او در انذار خود تنها شده و به تدریج جامعه به سقوط و هلاکت خود نزدیک می‌شود.

وحی و کلام الهی و برداشت صحیح از آن، ضروری‌ترین مسئله است لذا، در اغلب آیات قرآن، همراه با نذیر، کتاب یا مردی که به او وحی می‌شود مقارن شده است. 

۹۵/۰۷/۳۰
اینجانب

نظرات  (۲)

 مـریـم سـادات خـواهـر عـزیـزم؛ مـتـنى که براى کـتـاب "استـعـاذه طلـوع اثـر عـبـودیـت" نـوشتـه اى، بـسیـار جـالـب و تـامـل بـرانـگـیـز بـود.

 سـوال هـا و نـکـتـه هـایى که بعد از خـوانـدن ایـن مـتـن براى مـن پـیـش آمـد به شرح ذیـل مى بـاشد:  ^_^

 

 انـسان با استـعـاذه به رضایـت ِ خـدا مى رسد یا انـسان ِ مورد رضایـت خـدا به سمـت داشتـن استـعـاذه حـرکت مى کنـد؟

 نـقـش ِ مـنـذر در ایـجـاد وضـعـیـت مـطلـوب و مـرضى ِ خـداونـد چـیـست؟

 از تـوضیـح اجـمـالى فـصل اول کـتـاب که مـطـرح کردى به ضرورت مـنـذر و تـحـت ِ ولایـت قـرار گـرفـتـن پـى نـبـردم!؟!  :(

 

 دریـافـت ِ مـن از عـبارت ِ "در هر حال انسان لازم است بداند نه علم و نه قدرت از آن او نیست و در صورتى مى تواند آن را به دست آورد که به حى قـیـوم متصل و متوجه شود" اهـمـیـت نـقـش مـنـذر و ولایـت پـذیـرى است.

 نـتـیـجـه گـیـرى و جـمـع بـنـدى؛ خـیـلـى خـوب بـود!

 خـــدا قـــوت؛ دوسـت ِ عــزیــزم  :)

پاسخ:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام زهره میرزایی بزرگوار. خیلی ممنون که انقدر محبتت داری. اینجا سعی کردم جواب سوال های شما رو یادداشت کنم. لطفا بررسی کنید و ببینید که آیا جواب ها مناسب هستند یا نیستند.

انـسان با استـعـاذه به رضایـت ِ خـدا مى رسد یا انـسان ِ مورد رضایـت خـدا به سمـت داشتـن استـعـاذه حـرکت مى کنـد؟

وقتی استعاذه میکنم یعنی میخواهم در وضعیت سلامت باشم.

وضعیتی که انسان در آن مورد رضایت خدا باشد رو وضعیت سلامت مینامم. پس شناخت انسان مورد رضایت به شناخت وجوه مختلف سلامت کمک می کند.

یه مثال ساده برای درک اهمیت شناخت سلامت: ما سیب سالم رو میشناسیم پس سیب کال رو هم میشناسیم اما، احتمالا نمیتونیم میوه ای به نام رزاپل کال رو از رزاپل سالم تشخیص بدیم چون اصلا رزاپل سالم رو نمیشناسیم. لذا اگر انسان وضعیت های سلامت رو نشناسد دچار وضعیت های غیر سلامت میشود.

نـقـش ِمـنـذر در ایـجـاد وضـعـیـت مـطلـوب و مـرضى ِخـداونـد چـیـست؟

نذیر بودن نبی یعنی رفع مانع کردن از انسان. رفع مانع کردن از انسان قبل از دریافت خیر کردن انسان است چون اگر انسان رفع موانع نکند نمی‌تواند هیچ خیری دریافت کند. وظایف او برای رفع مانع کردن:

  1. ابلاغ حکم یعنی ابلاغ بایدها و نبایدهای زندگی
  2.  تعلیم علم و حکمت و ارائه طریق
  3. حاکمیت بخشی به دین یعنی، بسترهای زندگی به نوعی سلامت باشد. قیام

از تـوضیـح اجـمـالى فـصل اول کـتـاب که مـطـرح کردى به ضرورت مـنـذر و تـحـتِ ولایـت قـرار گـرفـتـن پـى نـبـردم!؟

توضیح اجمالی باید جوری ارائه بشه که ضرورت منذر و تبعیت از منذر احساس بشه. پس برای نوشتن متن های مناسب  لطفا به این موارد درصد بدید  یعنی نمره بدید که این متن در انتقال این مطالب چند درصد موفق بوده و دوباره کامنت بگذارید:

  1. اهمیت توجه داشتن به موضوعاتی که دچارش میشوم.
  2. توجه دادن مخاطب به نیازمند بودن انسان.
  3. ایجاد اطمینان به مخاطب در اینکه هر نیازی رافع نیازی دارد.
  4. ایجاد انگیزش برای مخاطب برای تحلیل موضوعاتی که دچارش می شود و یافتن رافع نیازهایش.
  5. دریافت اینکه رافع نیازها وجوه مختلفی از یک رافع نیاز است.

دریـافـت ِ مـن از عـبارت ِ "در هر حال انسان لازم است بداند نه علم و نه قدرت از آن او نیست و در صورتى مى تواند آن را به دست آورد که به حى قـیـوم متصل و متوجه شود" اهـمـیـت نـقـش مـنـذر و ولایـت پـذیـرى است.

انذار برای رفع کردن موانع است.

برای دفع شرور یا فرد خودش توان و قدرت دارد و یا نیاز به کمک دیگران دارد و در هر دو حالت باید بداند که از نصرت الهی بهره مند است.

 مـریـم سـادات خـواهـر عـزیـزم؛ خـیـلى مـمـنـونـم بـابـت پـاسخ هـاى دقـیـق و جـالـبى که به سوال هـاى ِ مـن دادى!  :)

 مـتـن ِ اجـمـالى ِ فـصل اول کـتـاب کـه مـطـرح کردى در انـتـقـال ِ ضرورت مـنـذر و تـبـعـیـت از مـنـذر 45 % مـوفـق بـوده!؟!

 

 مـمـنـونـم که مـرا به چـالـش ِ درصد (%) دعـوت کـردى!؟!  :)  ^_^

پاسخ:
بسیار تشکر
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">