شاهد

۴ مطلب با موضوع «کتاب تدبر در کلمه» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

هر انسانی با مشاهده پدیده ها در هستی به صورت بدیهی می بیند که حوادث و رخدادها به تدریج اتفاق می افتند. از سوی دیگر به طور بدیهی می داند که برخی از امور نیاز به تدریج ندارند. او در ناخودآگاهش به صورت لحظه ای و آنی از قوانین استفاده می کند بدون آنکه منتظر تدریج و تغییر باشد.قانون جاذبه جریان دارد، قانون حرکت جریان دارد.... حب پدر در هر لحظه جاری است. مشاهده ی کلمات در هستی از این دو منظر یعنی ظهور تدریجی و بروز دفعی برای تدبر در آنها امری ضروری است. همه ی علوم در بستر چنین مشاهده ای گسترش یافته و می یابند.

دقیق تر آن است که بگوییم حقیقت همیشه نزول دفعی دارد وقتی با محدودیت های عالم خلق مواجه می شود به صورت تدریجی قابل مشاهده می گردد. در واقع طبیعتی که دارای تدریج است حقیقت به یکباره نازل شده را به تدریج نشان می دهد. نزول نور خورشید بر روی زمین تدریجی است زیرا چرخش زمین تدریجی است.

پدیده ها و رخدادها به عنوان راهنما و دلالت دهنده به معانی خود را در لباس کلمات به انسان معرفی می کنند. بنابراین پدیده و رخدادی که برای او معنا ندارد هنوز برای او به صورت کلمه در نیامده است. طبیعی است این بدان معنا نیست که آن پدیده و رخداد کلمه نیست بلکه بدان معناست که هنوز کلمه بودن آن پدیده برای او آشکار نشده است.

پس هر کلمه ای دارای دو مقام و موقعیت است، مقام و موقعیت فاعلی (حُسن)، مقام و موقعیت مفعولی و ناظر به استفاده و بهره مندی از آن است. طبیعی است برای بهره مندی از کلمه، استعداد و قابلیت دریافت فاعل مطرح است. حال اگر فهم و علم فاعل در مقام تدریج باشد کلمات به صورت تدریجی بر فرد آشکار می شود.

آن چه در مقام تدریج کلمه مورد نظر است بنا به دلایل واژه ای به نام"ظهور" شناخته شده است.

آن چه در مقام نزول دفعی است ناظر به وجود کلمه است و به "بروز" شناخته می شود.

اگر بشریت از کلمه تامه امامت در غفلت است. تنها نسبت به ظهور این کلمه خود را در محرومیت قرار داده است. تا بشریت به ضرورت فهم چنین کلمه ای دست نیابد. از ظهور آن محروم خواهد بود.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

حم ﴿١ وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿٢ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٣ وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿٤ أَفَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحًا أَنْ کُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِینَ ﴿٥

سوگند به کتاب روشن. ما قران را به زبان عربی قرار دادیم شاید به عقل آیید. که قران در ام الکتاب نزد بلند مرتبه و حکیم است. آیا ما شما را به خاطر آن که مردمی اسراف کننده اید، یادآوری نکنیم.

 

تکه هایی از بخش اول کتاب تدبر در کلمه از مجموعه تدبر هستی، مولف آقای احمدرضا اخوت

۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۴
اینجانب

بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع جریان حقیقت و تاثیر آن در مراتب موجودات از کلیدی ترین موضوعات زندگی انسان است که با کلمه و کلمات و کلام اتفاق می افتد.
به همین دلیل علم به قواعد جاری در تالیف کلمات و جریان کلام در هستی و تکوین از علوم پایه محسوب می شود، علومی که سرچشمه علوم و حکمت های فراوانی است.
در این علم به این موضوع توجه می شود که هر موجودی به صورت کلمه خلق شده است و دارای معنا و مفهومی است و بدین صورت از مراتبی از وجود حظ و بهره دارد که می تواند بر اساس آن مرتبه در هستی ایفای نقش کند.
ما سواد خواندن طبیعت و مهم تر از آن هستی را نداریم زیرا حرف و کلمه و قاعده ربط آنها را نمی دانیم و مهم از آن اینکه نمی توانیم آنها را کلمه ببینیم. کسی که به مقام مشاهده کلمات دست می یابد عظمت هستی برایش معنای دیگری پیدا می کند، زیرا[1]
وَلَوْ أَنَّمَا فِی الأرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿٢٧[2]



[1] بخش هایی از مقدمه ی کتاب تدبر در کلمه از مجموعه آثار تدبر در هستی، مولف آقای احمدرضا اخوت

[2] سوره مبارکه لقمان آیه 27

۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۱۶
اینجانب

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
الرَّحْمَنُ ﴿١ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢ خَلَقَ الإنْسَانَ ﴿٣ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿٤
تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلالِ وَالإکْرَامِ ﴿٧٨

هیچ شانی از شئون عالم را نمی توان یافت که از تجلی اسماء جلال و اکرام خداوند تهی باشد.
مهم ترین وجه تمایز انسان با دیگر موجودات نیز در فهم و شناخت همین حقیقت و عمل مبتنی بر آن است. از این رو است که حیات حقیقی انسان را حیاتی علمی و ادارکی بیان می دارند.
قران خود تجلی تام و کمال توحید است که با واسطه ی وجود مقدس پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه و آله در اختیار انسان ها قرار گرفته تا مسیر تجلی توحید را در ذره ذره عالم هستی تبیین نماید، تا بدین ترتیب آدمی در هیچ نظر نکند مگر آنکه پیش از آن، در آن، و پس از آن، خداوند را مشاهد کرده باشد.
خداوند پیش از آنکه دست بر خلقت انسان نهد، حقیقت قران را بر سریره جان او تعلیم نمود، و انسان به واسطه قران به مقام بیان رسید تا بتواند هر چیز را تبیین نموده، با هر چیز خدا را دیده، در هر چیز او را جستجو نموده و همگی او شود...
دنیای امروز نه تنها این حقیقت آشکار را انکار نموده که آشکارا سعی در مقابله با آن دارد. تجلی انقلاب اسلامی ایران در عصر حاضر، بیش از همه از این منظر می بایست مورد توجه قرار گیرد که یکبار دیگر، حضور دین و آموزه های انبیای الهی را در جریان زندگی انسان نمودار ساخته، و انسان قرن بیستم و بیست و یکم را متوجه حقایق فطری وجودش ساخته است.
حرکت به سوی برپایی تمدن اسلامی با محوریت قران و اهل بیتعلیه السلام مهم ترین دستاورد حرکت و قیام امام خمینی رحمه الله علیه است.
بر این اساس مهم ترین وظیفه و رسالت عالمان، نخبگان و مراکز علمی آن است که به برکت فضای ایجاد شده، حرکت انقلابی صورت گرفته را ادامه داده و تا توحیدی نمودن تمامی شئونات علم و تا رساندن توحید به تمامی عرصه های زندگی بشر از پای ننشینند.[1]



[1] بخش هایی از دیباچه ی همه ی کتب مجموعه دانشجویی قران و عترت دانشگاه تهران

۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۸
اینجانب

بسم الله الرحمن الرحیم

سرعت گرفتن در پیشبرد علم به سود شبه جریان باطل است یا جریان حق؟

عالم پر از حق است.

حق و باطل عبارتی است که به واسطه ی اختیار انسانها معنا پیدا کرده است.
حق، هر آن چیزی است که وجود دارد و باطل به مفاهیم مقابل با حق اشاره می کند. جای خالی حق را باطل گویند و این گونه است که کلمات دارای جهت منفی می شوند.[1]
بنابراین، به ازای تمام مفاهیم باطل، کلمه ی حقی در مقابلش هست. اما، بعکس آن صادق نیست. 


[1] کتاب تدبر در کلمه از مجموعه ی تدبر در هستی؛ مولف آقای احمدرضا اخوت

۰۱ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۳۱
اینجانب